سکه ششصدو بیست هزار تومانی

  • در کشور در هر جایی که صف تشکیل شود قیمت آن تحت تاثیر میزان صف قرار گرفته که در حال حاضر پایگاه های عرضه  سکه و ارز ، یعنی صرافی ها و خریداران آن را کل جامعه تشکیل می دهند. صف خرید و عدم عرضه دلار ، قیمت آن و قیمت سکه  را که متشکل از قیمت جهانی طلا و قیمت دلار است را افزایش داده و صف در خرید سکه حباب سیزده درصدی  آن را بوجود آورده است
  • از آنجا که چنین حبابی تنها در قیمت سکه بهار آزادی موجود است و بازار طلای آب‌شده و شمش به طور نسبی فارغ از حباب است، بازار ضرب سکه تقلبی در این روزها داغ می‌شود. کافی است شمش طلا آن هم با عیار سکه آب شود و با دستگاه ضرب سکه نه چندان مدرن، سکه تقلبی تولید شود. سود کار هم معادل 13 درصد در هر بار ضرب است. اگر چرخه تولید سکه تقلبی یک‌روزه باشد، می‌شود روزی 13 درصد! خدا بده برکت. اگر انسان شریفی به سبب وجود چنین فرصتی، شرافت خود را لگدمال کند و سکه تقلبی تولید کند؛ جای ملامت است؟ زمانی که نرخ سود سالانه سپرده سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت تنها 6 درصد است، کنترل نفس امّاره برای چشم‌پوشی از سود روزانه 13 درصدی بسیار سخت است. گناهش هم به پای بانک مرکزی که چنین شیطانی را به جان خلق‌الله افکنده است.
  • در چنین مواقعی بازیگران آگاه بازار، سکه طلا را برای نگهداری نمی‌خرند، آنها فقط سکه را جابه‌جا می‌کنند تا از شکاف قیمت خرید و فروش آن بهره‌مند شوند. این رفتاری است که در حال حاضر به وضوح در میان دلالان به چشم می‌خورد؛ گاوصندوق آنها خالی از سکه طلا است و دستان آنها پر از سکه‌هایی است که به سرعت جابه‌جا می‌شود. برای آنها سکه به منزله شیء داغی است که نباید آن را در دستان خود نگه دارند؛ باید سریع به دیگری واگذار کنند تا نکند دچار سوزش شوند.
  • بانک مرکزی به دلیل اختلاف قیمتی که بین ارز مسافرتی و آزاد وجود دارد، برای حفظ منابع خود، هزار دلار از میزان ارز مسافرتی برای هر مسافر را کاسته است...
    حال از این رویه ای که سکه های یک میلیون تومانی امروز را به قیمت ششصد و بیست هزارتومان برای چهار ماه آینده بصورت نا محدود پیش فروش می کند چه چیزی استنباط می شود؟؟ آیا دولت با توجه به کسری بودجه بی سابقه فعلی خود قصد دارد از منابع خود به مردم بیشتر عرضه کند و باز هم بدهکارتر شود؟
  • با توجه به فرمول ارزش گزاری سکه، بانک این قیمت را بر فرض دلار هزار و ششصد تومان ارائه داده است...
  • احتمال زیاد می رود که تا پایان هفته نزدیک به ده ملیون درخواست پیش فروش سکه ثبت گردد...
  • حال بعد از چهار ماه بانک مرکزی سه رویکرد برای عرضه سکه در پیش دارد که :
  1. اول سکه ها را به خریداران تحویل ندهد که این به معنی فروپاشی و عدم اطمینان به نظام بانکی خواهد بود که خود فاجعه ای بسیار عظیم تر از سکه ای چند میلیون تومانی را پدید خواهد آورد
  2. دوم اینکه بانک در زمان تحویل، مابه التفاوت  بین قیمت سکه در بازار و سکه پیش خریداری شده را از خریدار بگیرد که این در چهار ماه آینده سبب بوجود آمدن صف ده ملیونی فروش سکه نقدی است که در تمام موارد هرجا برای خرید صف تشکیل شود قیمت آن کالا بالا رفته و هرجا برای فروش صف تشکیل شود قیمت آن رو به کاهش خواهد رفت ..خرید بصورت پیش فروش، در صورت وقوع این حالت سود نسبی پایینی را برای خریدار به همراه خواهد داشت به شرطی که بانک ما به التفاوت را کمتر بگیرد که در غیر این صورت به دلیل ایجاد صف در فروش  و عدم وجود خریدار باعث کاهش قیمت و یا ضرر خواهد شد
  3. سوم بانک بر اساس همین قیمتی که پیش فروش می کند سکه را عرضه کند!  یعنی دلار هزار و ششصد تومان...هدف مشتریان از این پیش خرید، دریافت سود خوب به دلیل اختلاف قیمت سکه با بازار آزاد است  که برای بدست آوردن این سود با عرضه ی آن به بازار برای فروش اقدام خواهند نمود که نتیجه ی آن، عرضه پیوسته ده ملیون سکه به بازار برای فروش بوده که خود تولید کننده صف فروش گردیده که این حالت تنها برای کسانی که اولین سکه ها را تحویل می گیرند دارای سود معقول بوده ولی برای اکثر کسانی که دیرتر تحویل می گیرند دارای ضرر حتمی خواهد بود

با توجه به این روند، به نظر بنده کسانی که سکه را در حباب، آن هم با وجود این صف خریداری می کنند درصورت فروش آن پس از شش ماه سرنوشتی جز  کال مارجین یعنی خرید در اوج و فروش در کف نخواهد بود و بهتر است چنانچه قصد سرمایه گذاری در این شرایط را دارید سراغ منابعی که هنوز تحت تاثیر افزایش نرخ ارز و سکه قرار نگرفته اند رفته و در زمان مناسب از آن بهره برداری کنید

به قول یک بنده خدایی  خدا همه چیز را در یک روز خلق نکرده، ولی امان از این آدمیزاد که می خواد همه چیز رویک روزه بدست بیاره و داشته باشه

امیدوارم این تحلیل ناقص من کمکی بوده باشد

  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠

پشت دریاها شهری است!

قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبی‌ها دل خواهم بست
نه به دریا-پریانی که سر از خاک به در می‌آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی‌گیران
می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
"دور باید شد، دور."
مرد آن شهر اساطیر نداشت.
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود.

هیچ آیینه تالاری، سرخوشی‌ها را تکرار نکرد.
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.
دور باید شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره‌هاست."

هم‌چنان خواهم خواند.
هم‌چنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.
بام‌ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می‌نگرند.
دست هر کودک ده ساله شهر، خانه معرفتی است.
مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف.
خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.

پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

پشت دریاها شهری است!
قایقی باید ساخت.

  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها : سهراب سپهری

و آویشن حرمت چشمان تو بود .... نبود ؟

حرمت نگه دار .... گلم ... دلم .... اشکهایی را که خونبهای عمر رفته ام بود ... ا
داد خود را به بی دادگاه خود آوردم ... همین ... ا
نه ... ا
نه ... به کفر من نترس ... نترس کافر نمی شوم هرگز ... زیرا به نمی دانم های خود ایمان دارم... ا
انسان و بی تضاد ؟!... ا
خمره های منقوش در حجره های میراث
عرفان لایت با طعم نعنا ... ا
شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندانبان همزمان زمزمه می کنند ... ا....
بس ادامه می دهم سرگذشت مردی را که هیچ کس نبود با این همه تهی اگر نمی بود
جهان قادر به حفظ تعادل خود نبود ... ا
چون آن درخت که زیر باران ایستاده است ... ا
نگاهش کن ... ا
چون آن کلاغ .. ا
چون آن خانه
چون آن سایه ... ا
ما گلچین تقدیر و تصادفیم ... استوای بود و نبود ... ا
به روزگار طوفان موج و نور رنگ ... در اشکال گرفتار آمدم ... ا
مستطیل های جادو - مربع های جادو ... ا
من در همین پنجره معصومیت آدم را گریه کردم ... ا

  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها : حسین پناهی

Over And Over

I never dare to reach for the moon
I never tought I'd know heaven so soon
I couldn't hope to say how I feel
The joy in my heart no words can reveal

Over and over I whisper your name
Over and over I kiss you again
I see the light of love in your eyes
Love is forever, no more good-byes

Now just a memory the tears that I cried
Now just a memory the sighs that I sighed
Dreams that I cherished all have come true
All my tomorrows I give to you
  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :

مسافر

هنوز در سفرم
خیال می کنم
در آبهای جهان قایقی است
و من ‚ مسافر قایق ‚ هزارها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنه های فصول می خوانم
و پیش می رانم
مرا سفر به کجا می برد ؟
کجا نشان قدم ‚ ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشت های نرم فراغت
گشوده خواهد شد ؟
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن
و گوش دادن به
صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور ؟
و در کدام بهار درنگ خواهی کرد
و سطح روح پر از برگ سبز خواهد شد ؟


  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

فیلتر در شهر

بدون شرح

  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

science direct

تو رو خدا ببین عجب گیری افتادیم از دست این دولت خدمتگذار

تمام سایت ها ایمیل ها رو بسته اونوقت می خوایم چندتا ایمیل بزنیم مجبوریم اعلان عمومی کنم تو وبلاگم تا طرف مقابلم بیاد ببینه

خدااااااااااااااااااااااااااااا

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6VD0-45NB9R6-2&_user=10&_coverDate=03%2F31%2F1987&_alid=1147359268&_rdoc=4&_fmt=high&_orig=search&_cdi=5968&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=88877761c00ad60045101024fa98ff97

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6V0T-45FSSY6-23&_user=10&_coverDate=03%2F31%2F1979&_alid=1147359268&_rdoc=12&_fmt=high&_orig=search&_cdi=5655&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=b41e2f0325c92cc9de5ef645ffeab16c

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6V4P-47XN3JW-3S&_user=10&_coverDate=06%2F30%2F1992&_alid=1147359268&_rdoc=27&_fmt=high&_orig=search&_cdi=5764&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=d5adeebac7773f45a1e1cb8e4b083485

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6V0V-4B82PCH-1K&_user=10&_coverDate=10%2F31%2F2003&_alid=1147359268&_rdoc=31&_fmt=high&_orig=search&_cdi=5656&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=153aff00165a3755825201f6a7c20f09

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B75BX-4XK3VH3-5&_user=10&_coverDate=12%2F31%2F1983&_alid=1147359268&_rdoc=35&_fmt=high&_orig=search&_cdi=12994&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=e8c4d0cd79b00eb7cceab579224f03fe

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6V27-450HCT0-4&_user=10&_coverDate=04%2F11%2F2002&_alid=1147359268&_rdoc=43&_fmt=high&_orig=search&_cdi=5695&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=75b65f9ff20d0e5bf0272f37a22e7ba1

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6WJ0-4JF8JKT-5&_user=10&_coverDate=11%2F30%2F2006&_alid=1147359268&_rdoc=46&_fmt=high&_orig=search&_cdi=6864&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=b151a81445c3d1ed1af61606b63161ae

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6V8G-45JSS8N-33&_user=10&_coverDate=08%2F31%2F1990&_alid=1147359268&_rdoc=58&_fmt=high&_orig=search&_cdi=5870&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=f00ddc2986c440b64165d94e7115ba2d

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6V12-4998Y8C-T2&_user=10&_coverDate=09%2F30%2F1988&_alid=1147359268&_rdoc=73&_fmt=high&_orig=search&_cdi=5662&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=0bfbb748e05c327954aeb358cb910423

http://www.sciencedirect.com/science?_ob=ArticleURL&_udi=B6WCY-49TJV1Y-9V&_user=10&_coverDate=12%2F31%2F1971&_alid=1147359268&_rdoc=45&_fmt=high&_orig=search&_cdi=6751&_st=13&_docanchor=&_ct=388282&_acct=C000050221&_version=1&_urlVersion=0&_userid=10&md5=6fbee1ba7d3990adb4d4fd764aaec3ae

  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

تحلیلی بر قیام امام حسین

 

تعریف نافرمانی مسالمت‎جویانه

نافرمانی مدنی یا مسالمت جویانه در تعریف به عملی گفته میشود که فردی یا جمعی از روی شرافت انسانی و اخلاقی خویش، در اعتراض به یک قانون، قاعده و یا فرمان ناعادلانه و نادرست، از انجام آن سرپیچی کند و به طور علنی و آگاهانه (عمدی) و به شکلی مسالمت جویانه آن را نپذیرد و پای هزینه این نافرمانی بایستد تا بدین ترتیب توجه عمومی و وجدان جمعی را نسبت به آن امر نادرست، آگاه و حساس سازد. (2)

لازم به توضیح است که در تعریف نافرمانی مدنی، معمولا ویژگی "عدم خشونت" بعنوان یکی از مشخصات اصلی این عمل اعتراضی شناخته میشود. بدیهی است که تعریف و مفهومی که امروز از خشونت و عدم خشونت فهمیده و استنباط میشود – اگرچه که بر سر آن نیز توافقی نیست - بسیار متفاوت از چیزی است که در دوره تاریخی امام حسین بعنوان خشونت فهمیده میشده است. از اینرو آگاهانه در اینجا از واژه "مسالمت جویانه" استفاده شده است به این معنی که در این نوع از نافرمانی، تلاش میشود که درگیری و خونریزی روی ندهد و "جوینده راهی مسالمت آمیز" بود.

پس با توجه به تعریف بالا، ویژگیهای اصلی زیر را میتوان برای عمل نافرمانی مسالمت‎جویانه برشمرد:

1-     نافرمانی شرافت آمیز از یک رویه یا قاعده نادرست و ناعادلانه بخاطر حفظ وجدان انسانی و ارزشهای اخلاقی

2-     سرپیچی آگاهانه (عمدی) و علنی

3-     مسالمت جویانه بودن و تلاش به عدم تقابل خشونت آمیز

4-     ایستادگی و مقاومت با قبول هزینه و عواقب آن

5-     آگاهی بخشی و بیدارسازی وجدان جمعی و توجه عمومی

در ادامه هر یک از این خصوصیات را در حرکت امام حسین بررسی میکنیم:

 

1- نافرمانی شرافت آمیز از یک رویه یا قاعده نادرست و ناعادلانه بخاطر حفظ وجدان انسانی و ارزشهای اخلاقی

پس از مرگ معاویه، یزید در نامه ای به حاکم مدینه از او خواست تا که از امام حسین و چند نفر دیگر خواه به میل و خواه به اجبار بیعت بگیرد و هریک از ایشان بیعت نکرد، گردنش را بزند و سر او به نزد یزید بفرستد. (3)

اما امام از همان ابتدا از بیعت با یزید امتناع میکند. صالحی نجف آبادی عللی را ذکر میکند که بخاطر آنها امام نمیتوانست خلافت یزید را قانونی و اسلامی بداند و با او بیعت کند: "

1-     این یک دروغ صریح بود و امام دروغ نمیگوید

2-     این کار بر خلاف وجدان بود و امام کاری برخلاف وجدان خود نمیکند

3-     این کار کمک به گناه و تجاوز بود زیرا تحمیل خلافت یزید تجاوزی بود که بحقوق مردم شده بود و قرآن کریم صریحا از کمک به گناه نهی کرده است...

4-      با پذیرفتن خلافت یزید امکان هرگونه جنبش اصلاحی از آن حضرت سلب میشد زیرا امام ناچار باید به عهد بیعت وفادار باشد... " (4)

پس عدم بیعت امام حسین با یزید مصداق بارز اعتراض شرافت آمیز به یک قاعده نادرست، ناعادلانه و تحمیلی بود.

نکته قابل توجه آنست که روحیه نافرمانی امام حسین در مقابل آنچه نادرست و ظالمانه میدانست، حتی در زمان خلافت معاویه نیز بارز بود. پس از انعقاد پیمان صلح و بیعت امام حسن با معاویه، امام حسین پذیرفت که به پیمان صلح پایبند بماند اما هرگز حاضر به بیعت با معاویه نشد. امام حسن نیز به معاویه توصیه کرد که هرگز حسین را به بیعت مجبور نکن چراکه او هیچگاه تن به بیعت با تو نمیدهد.(5) معاویه نیز با سیاستمداری و هوشمندی که داشت، در زمان حیاتش ایشان را مجبور به بیعت نکرد و نافرمانی او را تحمل کرد و حتی به یزید نیز توصیه کرد که با امام حسین مدارا کند.

اما وقتی در مدینه امام را برای بیعت کردن با یزید تحت فشار قرار میدهند، او به سمت مکه حرکت میکند تا تن به بیعت ندهد. امام درباره نافرمانی شرافتمندانه و علت حرکت اعتراضی خود در وصیتنامه اش به محمد بن حنفیه میگوید: "من از روی خودپسندی و گردنکشی و فساد و بیدادگری خروج نکرده ام، بلکه من برای اصلاح امت جدم و بمنظور امر به معروف و نهی از منکر حرکت کرده ام" (6)

امام حسین همچنین در مواجهه با سپاه "حر"، درباره لزوم نافرمانی از حاکم ستمگر سخن میگوید و هدف خود را روشن میکند: "هر کس حاکمی را دید که در حکومت خود جور و ستم را پیش گرفته و عهد خدا را بشکسته و در میان بندگان خدا به خلافکاری و تجاوز و تعدی دست زده، اگر بر ضد او برنخیزد و با گفتار و کردار علیه او اقدامی نکند، خداوند او را به همان جایی میبرد که آن ستمگر را میبرد." (7)

 

نکات فوق شواهدی است که نشان میدهد عمل امام حسین را میتوان نمونه ای بارز از نافرمانی شرافت آمیز بخاطر حفظ وجدان انسانی و ارزشهای اخلاقی بشمار آورد.

 

2- سرپیچی آگاهانه (عمدی) و علنی

عدم بیعت برای امام حسین یک نافرمانی کاملا آگاهانه بود زیرا که او میدانست که این عمل، حاوی پیامی برای مردم خواهد بود. صالحی نجف آبادی درباره علل بیعت نکردن امام مینویسد: "تصویب خلافت یزید از طرف امام، درحالیکه قدرت بر امتناع داشت مردم را گمراه میکرد، زیرا در اینصورت مردم میگفتند: امام حسین که میتوانست خلافت یزید را تصویب نکند و تصویب کرد، پس این دلیلی است که خلافت وی قانونی و اسلامی است".(8) از اینرو امام عامدانه و با آگاهی از پیامی که عدم بیعت او خواهد داشت، از این امر سرباز زد.

از سوی دیگر امام آگاه بود که عدم بیعت با یزید ممکن است چه عواقبی در پی داشته باشد و میدانست که حتی در صورت خانه نشینی و عدم حرکت نیز او را راحت نمیگذارند. از اینرو هنگامیکه عبدالله عمر و عبدالله عباس و محمد حنفیه به ایشان گفتند که از بی وفایی کوفیان بیم دارند و اینکه بهتر است که امام در خانه با خانواده بماند تا وقت مقرر مرگ سر رسد، امام حسین گفت که اگر در خانه هم بنشینم مرا راحت نمیگذارند و از من بیعت میخواهند که هرگز نخواهم کرد و در آنصورت مرا میکشند. (9)

همچنین خصوصیت علنی بودن حرکت نافرمانی امام نیز اظهر من الشمس است زیرا که امام در تمامی مراحل و در مواجهه با افراد مختلف آشکارا اعلام میکرده که حاضر به بیعت با یزید نیست زیرا که خلافت وی را برخلاف صلاح امت اسلامی و بدعت نادرست موروثی و تحمیلی شدن خلافت میدانسته است. همانطور که پیشتر نیز ذکر شد، در زمان خلافت معاویه نیز امام حسین بطور آشکارا از بیعت با او خودداری کرد.

 

3- مسالمت‎جویانه بودن و تلاش به عدم تقابل خشونت آمیز

اما شاید خصوصیت مسالمت‎جویانه بودن در میان دیگر ویژگیهای حرکت امام حسین، نیاز به توضیح بیشتری دارد زیرا که اغلب، از حرکت امام به عنوان قیامی مسلحانه برای نابودی حکومت یزید نامبرده شده است و از بسیاری دیگر شواهد تاریخی درباره نحوه برخورد امام حسین با این تقابل و تلاش ایشان در جلوگیری از درگیری و خونریزی و پایان مسالمت آمیز، کمتر سخن گفته شده است. مرحوم صالحی نجف آبادی در پژوهش خود در کتاب شهید جاوید، به مستندات تاریخی متعددی اشاره میکند که دلالت بر رفتار مسالمت‎جویانه امام حسین دارد.

صالحی نجف آبادی چهار مرحله را در حرکت امام در نظر میگیرد: مرحله اول با دستور یزید برای گرفتن بیعت و امتناع امام از بیعت آغاز میشود و امام جهت دفع خطر و تهاجم، از مدینه به مکه هجرت میکنند. در مرحله دوم، امام با توجه به اینکه میدانند قصد کشتن او در مکه را دارند و بمنظور مقاومت به سمت کوفه حرکت میکند تا آنکه با حر روبرو میشود. مرحله سوم از برخورد با حر تا زمان شروع جنگ میباشد که امام بیشترین تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ و خونریزی انجام میدهد و نهایتا در مرحله چهارم جنگ ناعادلانه و مقاومت شجاعانه صورت میگیرد.

بر طبق مدارک معتبر تاریخی امام حسین در مرحله سوم حرکت خویش، حداقل پنج دفعه پیشنهاد کرد که آن حضرت را آزاد بگذارند تا برگردد:"

1-     آنگاه که با حر برخورد کرد پیش از نماز ظهر پس از مذاکراتی پیشنهاد مراجعت فرمود

2-     یکبار دیگر بعد از نماز عصر همان پیشنهاد را تکرار کرد (10)

3-     وقتی که فرستاده عمر بن سعد بدستور وی از امام پرسید: چرا باینجا آمده اید؟ ایشان میگوید که "مردم کوفه نامه نوشتند و از من دعوت کردند، اکنون اگر آماده پذیرش من نیستید برمیگردم"  و بدین گونه پیشنهاد مراجعت کرد (11)

4-     روز عاشورا ضمن یکی از خطبه هایش باز پیشنهاد مراجعت را مطرح نمود (12)

5-     در ملاقات محرمانه ای که با عمر بن سعد کرد پیشنهاد برگشتن به حجاز را تکرار فرمود (13)"

صالحی نجف آبادی در ادامه میگوید که شواهد نشان میدهد که اولا مذاکرات با پیشنهاد امام حسین شروع شد و دوما امام با علاقه شدیدی مذاکرات را دنبال کرده و از اینرو سه بار یا چهار بار جلسه سری تشکیل داد.(14)

علاوه بر این، امام حسین به عمر بن سعد سه پیشنهاد میدهد و میگوید که یکی را از من بپذیرید: "

1- یا بگذارید از همانجاییکه آمده‎ام(حجاز) برگردم

2- یا بگذارید پیش یزید بروم تا که او پسر عم من است نظر خود را درباره من بدهد

3- مرا بیکی از سرحدات بفرستید تا مثل مردم آنجا و طبق مقررات آنان زندگی کنم.

عمر بن سعد این پیشنهادها را برای ابن زیاد نوشت ولی او نپذیرفت و به وی دستور جنگ داد" (15)

 

نکته مهم دیگری که باید بدان توجه کرد، وصیت نامه امام حسین است که پیش از حرکت به سمت کوفه آنرا به محمد بن حنفیه میسپارد. در بخشی از آن امام مینویسد که "هر کس مرا با انگیزه پذیرش حق بپذیرد، پس سر و کارش با خداست زیرا حق از آن خداست و هر کس دعوت مرا رد کند، شکیبایی می نمایم تا خدا میان من و این گروه به حق داوری کند که او بهترین داوران است." (16) در اینجا امام حسین نمیگوید که اگر دعوت مرا رد کردند، من با یاران معدود خود به جنگ میروم، درحالیکه اگر امام هدف نهایی اش قیام و جنگیدن بود، سخن از شکیبایی کردن نباید در میان میبود.

تمامی این شواهد نشان میدهد که امام حسین در عین حالیکه بر اصل نافرمانی از بیعت با یزید استوار بوده، اما مسالمت‎جویانه عمل کرده و ترجیح میداده تا که خونریزی صورت نگیرد.

همچنین در چندین مورد که همراهان امام حسین قصد مقابله با افرادی از کاروان دشمن را داشتند، امام آنها را به آرامش فرا میخواند و تاکید میکند که من نمیخواهم آغاز گر جنگ باشم. (17)

یکی دیگر از نشانه های آنکه امام قصد جنگ و خونریزی نداشت و این امر به او تحمیل شد را میتوان از آخرین گفتگوهای ایشان با خواهر دلیرش زینب فهمید. در یکی از شبهای قبل از عاشورا حضرت زینب به امام میگوید: "جانم بقربانت آیا آماده شهادت شده ای؟ چشمان حسین پر از اشک شد و فرمود: اگر مرغ قطا (مرغی است شبیه کبوتر) را یک شب تعقیب نمیکردند میخوابید. یعنی وضع موجود بر من تحمیل کردند و این گرفتاری به اراده و اختیار من نبوده بلکه مخالف با خواست من پیش آمده...و اگر آزادم می گذاشتند برمیگشتم. زینب گفت: ای وای آیا از روی قهر و غلبه و بدون اختیار کشته میشوی؟ این بیشتر مرا ناراحت و قلبم را جریحه دار میکند، آنگاه سیلی بصورت خود زد و گریبان چاک نمود و غش کرد و روی زمین افتاد"  (18)

آخرین نکته ای که درباب مسالمت جویانه بودن حرکت نافرمانی امام حسین میتوان برشمرد، تاثیری است که گاندی، آموزگار معاصر مبارزات مسالمت آمیز، از حرکت امام پذیرفته و با صراحت کامل میگوید که او راه حسین را در پیش گرفته است.

کسی که عدم خشونت را در مبارزات خود نه تنها وسیله بلکه هدف میداند، یقینا در حرکت اعتراضی امام حسین نوعی مقاومت عاری از حس خشونت و خونریزی دیده است که او را الگوی خود قرار میدهد. البته همانطور که پیشتر گفته شد، معنای خشونت در ادبیات و زمانه گاندی با خشونت در زمانه امام حسین بسیار متفاوت است اما به هر حال در سرزمینی که شمشیر زدن یک سنت روزمره زندگی بوده، روحیه مسالمت‎جویانه حرکت اعتراضی امام حسین را میتوان از روحیه ستیزه گرانه تشخیص داد.

 

4- ایستادگی و مقاومت با قبول هزینه و عواقب آن

شاید آنچه بیش از هر چیز گاندی را از امام حسین متاثر کرد، فداکاری بود که امام حسین در روز عاشورا از خود نشان داد. گاندی این رفتار را مطابق با قانون فداکاری و تحمل رنج میدانست. قبول هزینه نافرمانی و عدم بیعت در حرکت امام حسین کاملا مشهود بوده و به همین جهت تا پای جان نیز مقاومت کرده و حاضر به تسلیم نمیشود.

امام بعد از شنیدن خبر مرگ مسلم - فرستاده خود به کوفه- با کاروان خود در راه عراق بود که با لشگر دشمن به ریاست حر مواجه میشود. امام تصمیم میگیرد که به سمت حجاز برود اما حر ممانعت میکند. امام از این سختگیری حر بسیار ناراحت شد و با لحنی تند میگوید: می خواهی چه کنی؟ حر گفت میخواهم شما را بکوفه جلب و تسلیم امیر نمایم. امام میگوید من تسلیم تو نمیشوم....حر به امام پیشنهاد میدهد که راهی را انتخاب کنید که نه به کوفه برود و نه به مدینه برگردد...امام قبول میکند و به سمت نامعلومی به حرکت در می آید..(19) در نهایت به حکم اجبار امام حسین در دوم محرم 61 هجری در کربلا فرود میآید. (20) در آنجا نیز امام سختی های مختلفی از جمله محروم ماندن خود و کاروانش از آب را تحمل میکند. 

امام همچنین در خطبه ای خطاب به اهالی کوفه میگوید که یزید ما را بین دو چیز مجبور کرده است یا مرگ یا ذلت و ما ذلت را هیهات که بپذیریم (21). این جمله امام بدین معنی است که هزینه سرپیچی از بیعت را میپذیرد حتی اگر مرگ باشد و در نهایت نیز وقتی که تمامی گزینه های پیشنهادی و مسالمت جویانه اش را رد کردند و مرگ را هزینه عدم بیعت ایشان قرار دادند، او نیز شجاعانه شهادت را پذیرفت اما تن به پذیرش و تایید قاعده ظالمانه نداد.

 

5- آگاهی بخشی و بیدارسازی وجدان جمعی و توجه عمومی

اما آنچه شاید نیازی به توضیح ندارد، تاثیری است که حرکت امام بر روی افکار عمومی و برانگیختن وجدان انسانها و آگاه کردن آنها نسبت به "یک رویه نادرست و ظالمانه" داشته است. امام با حرکت خود مردم جامعه خویش را از نادرستی خلافت یزید که بناحق و با زور در جایگاه خلیفه مسلمانان میخواست تکیه بزند، آگاه ساخت و با شهادت خویش، ظلم و قساوت او را عیان ساخت. ایشان به طور نظری، با ایراد سخنرانی های روشنگرانه در برابر گروههای مختلف مردم و همچنین بطور عملی با عدم بیعت و نافرمانی خویش، توجه عمومی را به مساله عدم مشروعیت حکومت یزید جلب نمود. همین سخنان و خطابه ها بود که باعث شد "حر" دچار تردید گردید و از فرمانده سپاه دشمن تبدیل به اولین شهید واقعه عاشورا گردد. (22)

اما این حرکت تاریخی امام نه تنها مردمان زمانه خود را خطاب قرار داد بلکه پیامی دوران ساز را برای تمامی انسانها در طول تاریخ ثبت نمود که میتوان در برابر امر نادرست ایستاد، مقاومت کرد و آنرا رسوا کرد. آفتاب آمد دلیل آفتاب. اینکه امروز پس از حدود 14 قرن، هنوز کسی دارد درباره حرکت امام حسین مینویسد، خود اثباتی است بر اینکه ویژگی آگاهی بخشی و بیدارسازی وجدان جمعی و توجه عمومی در بهترین شکل خود در آن حرکت وجود داشته است.

 

جمع بندی و نتیجه گیری

با بررسی این ویژگیها میتوان دریافت که حرکت اعتراضی امام حسین شکلی از نافرمانی و مبارزه مسالمت‎جویانه بوده است که اصلی ترین هدف آن تن ندادن به یک قاعده ناعادلانه، ظالمانه و تحمیلی یعنی بیعت با یزید بود. حرکت امام اگر چه به شکلی خونین پایان یافت اما این خشونت، جنایتی بود که از طرف حکومت ظالمانه انجام پذیرفت درحالیکه امام به شکلی مسالمت جویانه قصد داشت که اعتراض و مبارزه خود را به پیش برد.

درباره مبارزات مسالمت جویانه (یا مدنی) بعضی بر این باور هستند که درصورتیکه احتمال بروز خشونت از طرف مقابل باشد، باید از مبارزه و مقاومت دست کشید، درحالیکه بنظر میرسد این یک برداشت ساده‎انگارانه از بحث عدم خشونت باشد. گاندی که بسیار بر عدم خشونت تاکید میکند، بی‏عملی در برابر بدی را بیش از خشونت تقبیح می‏کند و می‏گوید: "من خشونت را هزاران بار بر نامردساختن تمامی یک ملت و یک نژاد مرجح می‏شمارم....نظریه‏ی عدم‏خشونتِ من، هرگز نمی‏پذیرد که از مقابله با خطرات بگریزم...میان اِعمال خشونت و گریز بزدلانه، مسلما من خشونت را به بزدلی ترجیح می‏دهم." (23)

به هر حال همین اصرار مسالمت جویانه امام و خشونت و بیرحمی سپاه یزید بوده که واقعه کربلا و شهادت امام را بسیار تاثیرگذار کرده و باعث رسوایی طرف مقابل شده است. اما نکته دیگری که این واقعه را جاودانه کرده آنست که در عمل نافرمانی امام، گزینه تسلیم وجود نداشته و امام حسین هزینه نافرمانی اش که حتی کشته شدن خود، خانواده و یارانش بوده را دلیرانه پذیرفته است.

اما در آخر ذکر این نکته نیز مهم است که نافرمانی و مقاومت امام در زمان خویش از طرف حکومت بعنوان آشوبگری و فتنه انگیزی خوانده شد. مرحوم صالحی نجف آبادی در اینباره مینویسد:

 "عمال حکومت استبدادی یزید هم در آن ایامی که فرزند پیغمبر را مورد تهاجم قرار داده بودند و هم پس از شهادت آن حضرت، کوشش میکردند که او را آشوبگر و فتنه انگیز بنامند و اقدام وی را اقدام بر ضد امنیت بخوانند. و بدینوسیله تجاوز دستگاه حکومت را نسبت به امام حسین و خاندان پیامبر توجیه کنند...

منطق سازمان حکومت سرنیزه این است که حسین بن علی از خدا نمیترسد و تقوی ندارد و بر ضد امنیت اجتماعی اقدام میکند. پس لازم است که دولت خیرخواه صددرصد ملی، حسین را که عامل فتنه و آشوب است سرکوب کند تا یزید بن معاویه که مظهر عدالت و تقوی میباشد کشور عظیم اسلام را بسوی ترقی و تکامل رهبری نماید".(24)

و این نه تنها نحوه برخورد حکومت یزید با مبارزه امام حسین بوده بلکه روش مواجهه تمامی حکومتهای سرکوبگر با نافرمانی مسالمت‎جویانه بوده است. وقتی لوترکینگ با قوانین وقواعد ناعادلانه در دوران تبعیض عیله سیاه پوستان در آمریکا، به مبارزه بدون خشونت پرداخت، او را افراطی، ایجاد کننده تنش و عامل بروز خشونت میدانستند. همین اتهامات درباره ماندلا نیز عنوان میشد.

تفسیری که در این نوشته از حرکت امام حسین ارائه شد، این پیام را در خود دارد که میتوان در برابر قاعده‎ای نادرست و بدعتی ناعادلانه، با سرپیچی و عدم اطاعت، اعتراض خود را نشان داد و در این راه مقاومت کرد. میتوان که با نافرمانی مسالمت‎جویانه بر روی عقیده خود ایستادگی کرد. میتوان تلاش کرد که از خشونت و برخورد جلوگیری شود اما نه با تن دادن به خواسته ناحق بلکه با حفظ اصول. میتوان با مقاومت خویش نادرستی یک رویه و قانون ناعادلانه را به چالش کشید و توجه همگان را به آن معطوف ساخت و وجدانهای غافل را بیدار ساخت. میتوان نافرمانی مسالمت جو بود و آغازگر خشونت نبود اما همچنان ذلت اطاعت را به تن نخرید و در راه هدفی پاک و ارزشی بزرگ، قربانی خشونت شد و به شهادت رسید. یقینا هر کس نمیتواند تا این حد مقاومت و پایداری کند آنگونه که امام حسین عمل نمود. اما میتوان از او آموخت مقاومت و تن ندادن به اطاعت از حاکم تحمیلی و ستمگر را.

  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸

حسین وارث آدم

بانگ گوساله ی طلای سامری «زاهد» -که نمایندگان خدا از دهان او با خلق سخن می گویند وپیام وحی را می رسانند وحکم جهاد می دهند وامر به معروف ونهی از منکر می کنند وبیم عذاب جحیم ومژده ی پاداش نعیم می دهند وکافران وگمراهان وسرکشان را موعظه می کنند و بردگان وگرسنگان را به صبر وسکوت دنیا ونجات وجبران آخرت ومائده های بهشت می خوانند- درشرق وغرب عالم طنین افکن است.

گوساله اکنون درآخور بیت المال گاو شده است وبانگ توحید برداشته است!کلبه ی گلین آن چوپان مبعوثی را که در گوشه ی خانه ی مردم«همچون بنده ای زندگی می کرد» به خاطر نجات دین خدا وسنت خود او ویران کرده اند وبر خرابه ی آن باز...

بعل درمحراب الله " بت درخانه ی ابراهیم وباز تن مومیایی شده ی شرک درجامه ی خالی توحید.

ردای یگانگی نزاد برپیکر دوگانگی طبقات؛یعنی که من برده وتو ارباب«همه اعضاء یکدیگریم»!

وباز ثنویت وجود توجیه ثنویت حیات ؛ تقدس مراتب خواجه وعبد؛مالک ومملوک؛حاکم ومحکوم؛روحانی وجسمانی؛سعید وشقی ؛دوگانگی ابدی ؛الهی وجهانی!

واکنون خدای واحد؛اما...احول!کار حواریان پیغمبر ؛مفتیان فقه؛ مفسران کتاب؛ حامیان سنت؛راویان حدیث:هر حدیثی یک دینار؛به نرخ خلافت - جانشینی الله درزمین - ابودرداء حکیم امت ؛ابوهریره جلیس نبوت؛ راوی چهل هزار حدیث ؛وارثان روحانیت همه ی تاریخ؛درهمه ی ادیان وهمه ی ادوار !

همان «سه چهره ی جاوید یک تن»

اولی سر خلق را به بند می آورده و دومی جیبش را خالی می کرد وسومی آرام ومهربان بالحنی خیرخواه وحکمت آمیز ودلسوزانه به زبان دین در گوشش موعظه می کرده است که:«صبر کن برادر!اندرون از طعام خالی دار-تا درآن نور معرفت بینی؛ دنیا را به اهلش واگذار برادر ! خانه ی آخرتت را آباد کن!باتقدیر تدبیر چیست؟هرکسی را سهمی داده اند به داده ونداده اش شاکر باش؛ الخیر فی ما وقع دنیا دار محنت وذلت وفقر مومن است ؛ گرسنگی خویش را سرمایه ی بخشایش گناهانت کن...»!

مثلثی که قاعده اش «شبه آخوند» است ودو ساقش «خواجه» و«خان» برگردن وگرده ی خلق :هرسه خویشاوند خالق درمیان خلق ؛ شبانان امین خدا:چراننده ی گوسفندانش ؛یکی پرتوش یا پسرش وگاه خودش!کارش شبانی رعیت؛ سیاست کره اسبان عاصی ای که زین برنمی گیرند ودهنه ی طاعت برنمی دارند وسواری نمی دهند ؛نماینده ی حاکمیت حق ؛مظهر جبروت وملکوت وچهره ی غضب وانتقام حق.

کدام حق؟

سلطان بارگاه آسمان ؛ گرداگردش خیل خدایان خرد وکلان با چشمانی کور وگوش هایی کر ودامنی کوتاه وجایگاهی دور ودلی مالامال کینه وهوس وجوعی دهشتناک وخشمی هول انگیز وترسان از بینایی انسان گریزان از روشنایی زمین

بازیچه ی بی اراده ی مامورانش شفیعانش دلالانش :خداوندان ثلاثه ی تاریخ.و در زیر سایه اش برزمین:خدایچه هایش ؛ دلالان وشفیعانش نمایندگان وجانشینانش همه گرگان غدار یا روبهان مکار کفتاران مرده خوار و موشان پرستنده ی سکه؛

زالوان مکنده خون؛بر پشت وپهلوی خلق افتاده وبر سر همه ی راه ها دام دین گسترده وبرهمه ی گرده ها ؛ تازیانه ی شرع نواخته وبرهمه ی قریه ها یورش جهاد برده وبرهمه ی خانه ها غارت زکات کرده وبرهمه ی گوش ها ورد خواب خوانده و برهمه ی جان ها افسون زهد دمیده و برهمه ی دین ها اکسیر مسخ زده وبرهمه ی پیامبران شمشیر عنادآخته و همه جا ؛ همه وقت؛ بر پیشانی تقدیر مردم؛داغ ذلت زده ودرهمه ی زمان ها خرافه پراکنده و درهمه ی زمین ها تخم نفاق فشانده وهمه ی فریادها را حلقوم بریده واز هر مناره ی توحید اذان شرک گفته ودر ردای تقدس فریب داده وبه زبان صدق دروغ بافته وبه نام طاعت خالق خلق را به اطاعت مخلوق کشیده ودر اهورایی اهرمنی کرده وبه فروغ آذر قدس ظلمت کفر ساخته ودر زیر «تجلیل شعائر»به «تحریف حقایق» پرداخته واز رنج مردم گنج باد آورده نهاده واز جهل عام کباده ی علم کشیده واز فقر عوام به غنی رسیده واز جوع جماعت برکت یافته و از ترس گناه امن عصمت گرفته واز رکود امت کروفر داشته واز بردگی مقدر بردگان موهبت الهی خواجگی دریافته واز ذلت مستضعفان خلعت سیادت درپوشیده است...

آری...این دینی است که در برابر حسین ایستاده!!!!

وقتی زور ردای تقوی به تن می کند بزرگترین فاجعه به بار می آید»؛ ومگر نه تاریخ همواره شاهد بوده است که این ردا را همیشه از «معبدها» به «قصرها»می برده اند؟

این کیست که چنین خشمگین ومصمم گرداب فشرده ی طواف مسلمانان را می شکافد وبیرون می آید وشهر «حرمت وامنیت وقداست» را پشت سرمی گذارد؟ دراین هنگام که مسلمانان همه روبه کعبه دارند او آهنگ کجا کرده است؟چرا لحظه ای به قفا باز نمی گردد تا ببیند این دایره ی گردانده ای را که دران خلق را به آهنگر نمرود بر گرد خانه ی ابراهیم می چرخانند وصفا ومروه را به نشانه ی سعی بیهوده شان می دوانند و از «عرفات» - که آغاز تاریخ است ونخستین دیدار آدم و حوا درزمین - در ظلمت شب به «مشعرالحرام»شان می آرند ودر سرزمین حرام شعور - که ورودش براین بندگان شب وجهل حرام است - آنان را می خوابانند وتا صدای پای سحر برخاست ؛ گله ی اغنام الله را حرکت می دهند به سو« منا» می رانندشان - سرزمین آن سه بت تثلیث شوم تا به نشانه ی شوخی با ابراهیم وفریب الله با سه معبود همیشگی خویش از آدم تا آخرالزمان به بازی‌می کنند وهفت ریگ ظریف زیبای رنگارنگ را با سرانگشت نوازشگر خویش برسیمای سپیده ی آن سه خداوند زمین وزمان خویش به طنازی واطوار عشقبازی بپرانند!

«هستم» که «زندگی می کنم.»

این همه «بیچاره بودن» وبار «بودن» این همه سنگین!

اشک امانم نمی دهم ؛ نمی توانم ببینم؛

پیش چشمم را پرده ای از «اشک» پوشیده است.

دربرابرم همه چیز درابهامی از خون وخاکستر می لرزد اما همچنان به انتظاری ملتهب از عشق وشرم خیره می نگرم؛

چقدر تحمل ناپذیر است دیدن این همه درد؛ این همه فاجعه ؛ دریک سیما سیمایی که تمامی رنج انسان را درسرگذشت زندگی مظلومش حکایت می کند.سیمایی که...

خلق بسیاری انبوه شده اند وشهر آشفته وپرخروش می گرید ؛ عربده ها و ضجه ها وعلم وعماری و«صلیب جریده» وتیغ وزنجیری که دیوانه وار بر سر وروی وپشت وپهلوی خود می زنند ومردانی با رداهای بلند و...

عمامه ی پیغمبر برسر و...

آه!...باز همان چهره های تکراری تاریخ!غمگین وسیه پوش ؛ همه جا پیشاپیش خلایق!

تنها وآواره به هر سو می دوم ؛ گوشه ی استین این را می گیرم؛ دامن ردای او را می چسبم؛ می پرسم ؛ با تمام نیازم می پرسم- غرقه دراشک ودرد

«این مرد کیست»؟

«دردش چیست»؟

این تنها وارث تاریخ انسان وارث پرچم سرخ زمان ؛ تنها چرا؟

چه کرده است؟

چه کشیده است؟به من بگویید:

نامش چیست؟

هیچ کس پاسخم را نمی گوید!

پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.....

  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸

و تو تویی

خدایا چطور بخوانم تو را

و من منم

و چگونه قطع امید کنم از تو

و تو تویی

معبودا

اگر از تو نخواهم که عطا کنی پس از چه کسی خواهم که عطا کند

خدایا اگر تو را نخوانم تا اجابتم کنی پس کیست؟

که بخوانمش و اجابتم کند

معبودا

اگر زاری نکنم بسوی تو تا به من رحم کنی

به که زاری نمایم تا به من رحم کند

خدایا دریا را برای موسی شکافتی و نجاتش دادی

از تو می خواهم اینک رحمت فرستی بر محمد و آل محمد

و اینک نجات دهی مرا

از آنچه گرفتارم در او

گشایش فوری و همیشگی به من عطا کنی

به فضل و رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان

  
نویسنده : محمود یازرلو ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
تگ ها : خدا

← صفحه بعد